ما زخمي تاريخيم !
ما زخمی تاریخیم
ویرون شده و پرپر
آتش زده ی چنگیز
زندونی اسکندر
ما زخمی تاریخیم
مسلوق شب و آوار
از حادثه ی بابک
تا قهقهه ی قاجار
از مرگ سیاوش ها
ما گریه به دل داریم
ما هم قسم کوروش
ما وارث ستاریم
آسیمه تر از کاوه
هم بغض فریدونیم
در این شب بی آرش
ما غربت جیحونیم
ای خاک اهورایی
چشمات چه خونین بود
وقتی پسر کوروش
شلاق به دریا زد
ای کاش نمی دیدیم
دستات به زنجیره
وقتی که عرب شمشیر
بر قلب اوستا زد
وقتی که برای عشق
یک ثانیه فرصت نیست
ایوان مداین هم
آیینه عبرت نیست......
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 13:6 توسط گورپشنک
|